بقا مختص ذات یگانه ی اوست
١)
سر سبز دل از شاخه بریدم،تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم،تو چه کردی؟
من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم،تو چه کردی؟
هرکس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی
مغرور،ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم،تو چه کردی؟
*تنهایی و رسوایی* ، *بی مهری و آزار*
ای عشق،ببین من چه کشیدم تو چه کردی.....
((فاضل نظری))
٢)
دیگر سراغت را از نارنج رها شده در پیاله آب نخواهم گرفت
دیگر سراغت را از ماه،ماه درشت و گلگون نخواهم گرفت
دیگر سراغت را از گلدان شکسته بر ایوان آذر ماه نخواهم گرفت
دیگر نه خواب گریه تا سحر
نه ترس گم شدن از نشانی ماه و بلندای دیوار بی سوال....
من...
همین من ساده...
باور کن،
برای یک بار بر خواستن
هزار هزار بار فرو افتاده ام
((سید علی صالحی))
٣) گاهی،بودن ها مثل ِ قاب عکسی است که هست اما حضور نداره..................
۴) هفت شهر عشق را عطار گشت ...... ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
۵) به خدا ایمان داری؟؟خدا بزرگتر از توصیف انبیاست..بام ذهن آدمی حیاط خانه ی خداست...خدا به من نزدیکه هر قدر که تو از من دوری...
۶)خدا را در اتفاق نیفتادنِ آنچه حتمی بود شناختم......
٧)خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد....
٨) این روزا باور دارم که یه آه کافیه واسه ویران شدن...ویرانی که شاید هیچ وقت حس نکنن!! این روزامی خوام عدل خدا رو ببینم...این روزا می خوام اونقدر برم تا به حکمت خدا برسم... این روزا دارم می بینم واسه این که کسی تاوان بده لازم نیست که نفرین کنی همین که دلت شکست کافیه....خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره...از دلمون خبر داره...همه واگذار خدا.....دلم راضی نمی شه.!
٩) رفتن رسیدن نیست،اما برای رسیدن باید رفت
حالا روزهاست که به این سکوت عادت کردم.....

